بازاریابی محتوا و بازاریابی شبکه های اجتماعی، کدامیک مؤثرتر است؟

یکی از سخت ترین تفکیک ها، تعیین مرز میان بازاریابی محتوا و بازاریابی شبکه های اجتماعی است. بخشی از این سردرگمی به دلیل این واقعیت است که اجرای یکی بدون دیگری دشوار است، اما آن ها دو روش کاملاً متمایز هستند.

در این مقاله، تصویری واضح از هر استراتژی خواهید داشت و درک بهتری از اینکه آیا یکی از این دو استراتژی و یا هر دو تؤاماً برای کسب و کار شما بهتر است را به دست خواهید آورد.

 

بازاریابی محتوا چیست؟

بازاریابی محتوا فرایند جذب مشتریان جدید با انتشار محتوای اورجینال و عالی است که برای مخاطبان هدف مناسب است. این محتوا می تواند مخاطبان را آموزش دهد یا سرگرم کند، اما باید به اندازه کافی برای بینندگان جالب و ارزشمند باشد که یا با دوستان خود به اشتراک بگذارند یا در محتوای خود لینک دهند.

بسته به مخاطبی که می خواهید به آن دسترسی پیدا کنید، می توانید محتوا را در چندین سبک مختلف تولید کنید، از جمله:

  • کاتالوگ ها
  • وبلاگ ها
  • مقالات
  • کتاب های الکترونیکی
  • عکس ها
  • فیلم ها
  • اینفوگرافیک

هدف نهایی بازاریابی محتوا افزایش آگاهی از برند شما و در عین حال افزایش نرخ تبدیل با نشان دادن این مهم که شما در حرفه خود یک رهبر با تجربه و مطمئن هستید، می باشد. با این کار، مشتریان را تشویق می کنید تا برای خواندن مطالب بیشتر به وب سایت شما بازگردند.

 

بازاریابی شبکه های اجتماعی چیست؟

اگر بازاریابی محتوا اعتماد مصرف کننده را از طریق دانش جلب می کند، بازاریابی شبکه های اجتماعی این اعتماد را از طریق تعامل ایجاد می کند. بازاریابان شبکه های اجتماعی از شبکه های اجتماعی برای ایجاد یک گفتگوی دو طرفه و ارائه کمک استفاده می کنند که در آن یک طرف پیام را ارسال می کند و طرف دیگر پاسخ می دهد.

در حالی که شبکه های اجتماعی یک کانال بازاریابی مؤثر برای کسب و کار هستند، چیزی فراتر از یک فروم دیگر برای ترویج و پیشبرد فروش و پیشنهادات ویژه می باشند. در واقع، شبکه های اجتماعی مکانی هستند که مصرف کنندگان می توانند درباره تجربه کامل مشتری بحث کنند، از جمله:

  • تعریف و تمجید یا بیان مشکلات مربوط به خریدهای اخیر
  • تعریف یا شکایت در مورد یک کسب و کار
  • دیدگاه ها و نظرات در مورد اخبار

صاحبان کسب و کارها به طور فزاینده ای از این کانال ها برای رسیدگی به مشکلات، پاسخ به سؤالات مشتریان و ایجاد ارتباط صمیمی تر با مشتریان خود استفاده می کنند و بازاریابی شبکه های اجتماعی در قلب آن قرار دارد – تعامل مستقیم و شخصی با مشتری.

بازاریابی محتوا و بازاریابی شبکه های اجتماعی، کدامیک مؤثرتر است؟

بنابراین کدامیک مؤثرتر است؟

تفاوت اصلی بین بازاریابی محتوا و بازاریابی شبکه های اجتماعی به این شرح است: محتوا چیزی است که شما به مشتریان بالقوه ارائه می دهید و شبکه های اجتماعی جایی است که با آن ها تعامل دارید. راه حل آسان این است که تنها استراتژی های خود را با یکدیگر ترکیب کرده و از نتایج لذت ببرید – محتوای خود را از طریق شبکه های اجتماعی ترویج کنید و دکمه ها و آیکون های شبکه های اجتماعی را در صفحات محتوای خود قرار دهید. هر دو به تنهایی استراتژی های قوی ای هستند و بسته به اهداف کسب و کار خود می توانید از یکی یا هر دو استفاده کنید.

 

آنچه  بازاریابی محتوا ارائه می دهد

بازاریابی محتوا برای کسب و کارهایی که سعی می کنند خود را به عنوان صاحب نظر در زمینه های مربوطه معرفی کنند، مؤثرتر است. گاهی اوقات محتوایی تولید می کنند که خود کسب و کار را بازگو می کند، مانند داستان هایی در مورد مشتریان راضی یا ارائه محصولات جدید، و گاهی اوقات می توانند مشتریان را در مورد محصولات، خدمات، تغییرات صنعت و موارد دیگر آگاه کنند. مهم نیست که کدامیک را انتخاب می کنید، در هر صورت شما در جهت کسب اعتبار و شهرت در زمینه کاری خود پیش می روید.

کاربران اینترنت دائماً در جستجوی مطالبی هستند که به مهمترین سؤالات آن ها پاسخ می دهد. اگر محتوای شما با این درخواست ها مطابقت داشته باشد – با استفاده از کلمات کلیدی مشابه که مشتریان شما استفاده می کنند – مشتریان بالقوه آن را پیدا خواهند کرد. به علاوه، اگر آن ها از آنچه می خوانند یا تماشا می کنند خوششان بیاید، دوباره به سایت شما برمی گردند.

با گذشت زمان، محتوا می تواند به بازگشت مشتریان احتمالی به وب سایت شما کمک کند، و حتی آن ها را تشویق کند تا از خلاقیت های آموزنده و کیفیت برند شما صحبت کنند.

 

آنچه بازاریابی شبکه های اجتماعی ارائه می دهند

در مقابل، اگر کسب و کار شما در تلاش است تعامل با برند و وفاداری برند را افزایش دهد، بازاریابی شبکه های اجتماعی بهترین عملکرد را دارد. در حالی که محتوا با، مطلع و آگاه تر نشان دادن شرکت تان وفاداری مشتری را افزایش می دهد، شبکه های اجتماعی با پاسخگویی، جذاب تر نشان دادن شرکت شما، وفاداری را افزایش می دهند.

کسب و کار شما برای جلب نظر کاربران، با استفاده از کانال هایی مانند اینستاگرام و توییتر، تصویری دلسوزانه و مشتری محور ارائه می کند و به مشتریان اطمینان بیشتری می دهد که تجربه مورد نظر خود را به دست خواهند آورد. مصرف کنندگان تنها کسانی نیستند که از شبکه های اجتماعی سود می برند – بلکه کانال دیگری نیز برای اشتراک محتوا، ایده ها، افکار و موارد دیگر در اختیار کسب و کار شما قرار می دهد. حتی می توانید از بازخورد مصرف کنندگان برای تغییر محتوای خود استفاده کنید تا در آینده بیشتر در دسترس قرار گیرد.

 

سخن پایانی

ایده بازاریابی محتوا در مقابل بازاریابی شبکه های اجتماعی یک مفهوم گمراه کننده است، زیرا هر دو برای کمک به شما در ایجاد و توسعه کسب و کار ضروری هستند. در حالی که درک تفاوت بین این دو مهم است، در کنار هم می توانند معجزه کنند و عملکرد خیره کننده ای داشته باشند.

اگر کسب و کار شما نیروی کار و زمان لازم برای اتخاذ این دو بازاریابی را ندارد، می توانید از یک شرکت شخص ثالث کمک بگیرید.

 

منبع:

www.webfx.com

 

Read More
ندا رحیمی ۲۲ شهریور ۱۴۰۰ 0 دیدگاه

چرا باید از پادکست در استراتژی بازاریابی محتوا استفاده کرد

به احتمال زیاد زمانی که در حال تدوین استراتژی بازاریابی محتوا هستید، موارد مختلفی را به جعبه ابزار خود اضافه می کنید.

ممکن است به طور منظم پست هایی را برای وبلاگ بنویسید.

ممکن است ایمیل و خبرنامه ارسال کنید.

ممکن است محتواها را در حساب های شبکه های اجتماعی خود منتشر کنید.

اما پادکست چطور؟

 

طبق نظرسنجی ها و بررسی هایی که صورت گرفته تعداد زیادی از افراد به طور مرتب پادکست گوش می دهند. با این وجود، ممکن است پادکستینگ پیچیده به نظر برسد. شاید مطمئن نباشید که از کجا باید شروع کنید. یا شاید فکر کنید که چگونه پادکست به عنوان بخشی از استراتژی بازاریابی محتوای شما تأثیرگذار خواهد بود.

چند لحظه به مشتریان خود فکر کنید. آن ها چه کسانی هستند؟ به دنبال چه چیزی هستند؟ با چه مشکلی دست و پنجه نرم می کنند؟ در تلاشند چه چیزی را حل کنند؟

مشتریان به دنبال یک نتیجه خاص هستند. آن ها یک راه حل می خواهند و به دنبال کسی هستند که نیازهای آن ها را برآورده کند. این همان هدف در استراتژی بازاریابی محتوا است و تضمین می کند که مخاطب هدف شما هنگام جستجو شما را پیدا می کند.

 

هدف محتوا در استراتژی بازاریابی محتوا چیست؟

قبل از اینکه به پادکست بپردازیم، مهم است که متوجه شویم چگونه محتوا به شما در جذب مشتری بیشتر کمک می کند.

بازاریابی محتوا برای جذب مخاطب هدف خاص و توسعه روشی برای تعامل با آن ها در طول زمان استفاده می شود. با استفاده از محتوایی که ارائه می دهید، روی خواسته ها و نیازهای آن ها تمرکز می کنید. شما سعی می کنید آن ها را به اندازه کافی آگاه یا سرگرم کنید تا رفتار آن ها را تغییر داده و زندگی آن ها را بهتر سازید تا تصمیم بگیرند گام بعدی را با شما بردارند.

این هدف در استراتژی بازاریابی محتوا می تواند به سادگی از طریق خواندن پست های وبلاگ یا دوست داشتن یکی از گروه های شما در شبکه های اجتماعی حاصل شود. این اولین قدم است که امکان ارتباط مداوم با آن ها را در طول زمان فراهم می کند.

در بعضی موارد، تبدیل کاربر به مشتری ممکن است ساعت ها، روزها یا حتی ماه ها طول بکشد. هر قدم کوچکی که آن ها برمی دارند به شما این امکان را می دهد تا روابط خود با آن ها را توسعه دهید.

بیشتر بخوانید: ۱۲ مزیت پادکست برای کسب و کارها

اولین قدم : محتوای مورد نظر آن ها را در اختیارشان قرار دهید

مانند همه محتواهای تان، منتشر کردن پادکست لزوماً نتیجه ای برای شما نخواهد داشت. اگر آماده شروع پادکستینگ هستید، مهم است که محتوای شما بررسی و سنجیده شود.

این به معنای شناخت مشتریان تان در یک سطح عمیق تر است. آن ها چه کسانی هستند؟ به چه چیز اهمیت می دهند؟ چرا باید به شما اعتماد کنند؟

همچنین باید از خود بپرسید، چرا می خواهید یک رابطه طولانی مدت با مشتریان خود برقرار کنید؟ امیدوارید چه چیزی را به آن ها یاد دهید؟ چه چیزی می توانید ارائه دهید؟

در نهایت، این مربوط به تخصص و ارائه شما در زمینه فعالیت خود می باشد. شما در حال ارائه اطلاعات برای ایجاد اعتماد بین خود و مشتریان خود هستید.

همچنین می توانید انواع محتوا را در اختیار مشتریان خود قرار دهید. برخی از افراد عاشق تماشای فیلم هستند. برخی از افراد فایل صوتی را دوست دارند و هنگام انجام فعالیت های دیگر به آن گوش می دهند. برخی از نشستن و مطالعه لذت می برند. این یکی دیگر از مزایای پادکست است، می توانید هر سه را در زمان ضبط، منتشر کنید.

وقتی پادکست را در قالب ویدئو ضبط می کنید می توانید آن را به راحتی به صدا تبدیل کنید. همچنین می توانید نسخه نوشتاری آن را نیز تهیه کنید، تا افراد بتوانند آن را بخوانند. همچنین می تواند برای SEO مفید باشد و محتوای ارزشمندی را به وب سایت شما اضافه کند.

پادکست و استراتژی بازاریابی محتوا

در استراتژی بازاریابی محتوا آیا تولید پادکست سخت است؟

یکی از دلایلی که پادکست در چند سال گذشته رشد چشمگیری داشته است، موانع ورود کم آن است.

به این فکر کنید که تولید یک برنامه رادیوئی چه هزینه ای داشت. شما به تجهیزات گران قیمت نیاز داشتید. شما به یک استودیوی پیشرفته نیاز داشتید و  همچنین برای پخش برنامه خود به ارتباطات نیاز داشتید.

در پادکست هیچ یک از این موارد نیاز نیست. امروزه بسیاری از تولیدکنندگان پادکست ها کار خود را با یک لپ تاپ شروع می کنند. البته، وقتی آماده رشد و توسعه کار خود هستید، می توانید خبره تر شوید و در سطح بالاتری پادکست تولید کنید. اما نکته این است که شما می توانید این کار را با کمترین میزان امکانات و هزینه انجام دهید.

شما به یک نرم افزار ضبط خوب نیاز دارید. ابزارهایی مانند GarageBand می توانند به شما کمک کنند. شما می توانید با گذشت زمان رشد کرده و ماهرتر شوید، اما کامپیوتر شما مجهز به آنچه برای ضبط اولین پادکست و شروع کار نیاز دارید، است.

گام نهایی انتشار پادکست است. شما به راهی نیاز دارید تا پادکست خود را به گوش مردم برسانید، بنابراین یافتن پلتفرم میزبانی پادکست الزامی است. اپیزودهای خود را در پلتفرم هایی مانند Apple Podcasts ،Spotify ،Stitcher و موارد دیگر منتشر کنید.

 

با تولید محتوای خود کارآزموده تر شوید

پادکست ها راه دیگری را برای تعامل با بازار هدف و ایجاد ایده هایی که مخاطبان دوست خواهند داشت به شما می دهند.

شاید برای یک قسمت پادکست با یک متخصص مصاحبه کنید. این بخش ۳۰ دقیقه ای می تواند به شما ایده های زیادی بدهد. می توانید از نکات اصلی صحبت مهمان برنامه خود برای مقالات جدید، فیلم ها، اینفوگرافیک و موارد دیگر استفاده کنید. حتی می تواند به شما ایده دهد که در پادکست بعدی چه کسانی را دعوت کنید. همچنین باید حواستان به نظرات و سؤالات مخاطبان باشد.

این نکات را در نظر بگیرید و از آن ها برای تهیه برنامه های بعدی خود استفاده کنید. این به شما این امکان را می دهد تا مجموعه اپیزودهایی تهیه کنید که به طور تخصصی آن ها را بررسی و ر آن ها عمیق می شوید.

پادکست در بازاریابی محتوا حتی ممکن است به شما ایده کسب و کار، محصولات یا خدماتی را بدهد که قبلاً هرگز به آن ها فکر نکرده اید.

 

گام بعدی شما در استراتژی بازاریابی محتوا با پادکست چیست؟

اگر قبلاً هرگز به پادکست فکر نکرده اید، شاید اکنون زمان آن رسیده که به آن فکر کنید. می توانید با گوش دادن به چند پادکست و یادداشت برداری شروع کنید.

به یکی از پلتفرم های محبوب پادکست، Apple Podcasts ،Spotify یا Stitcher بروید. تعدادی از پادکست های مورد علاقه خود را پیدا کرده و شروع به گوش دادن کنید. چه ایده هایی می توانید بگیرید؟

 همه چیز با اولین قدم شروع می شود. چگونه پادکست می تواند استراتژی بازاریابی محتوا را تغییر دهد؟

 

منبع:

digitalmarkgroup.com

 

Read More
ندا رحیمی ۹ مرداد ۱۴۰۰ 0 دیدگاه

ستون های اصلی در استراتژی بازاریابی محتوای موفق

اهمیت محتوا در دنیای بازاریابی آنلاین غیر قابل انکار است. اما چرا برخی از بازاریاب های محتوا و کسب و کارها در بازاریابی محتوا موفق می شوند، در حالی که دیگر شرکت ها شکست می خورند؟ این امر بیشتر مربوط به استراتژی بازاریابی محتوا است.

بیایید ستون هایی را که یک استراتژی بازاریابی محتوای موفق معمولاً بر روی آن بنا شده است بررسی کنیم. مطمئن شوید استراتژی شما تمام این ستون های مهم را داراست.

 

  1. شناخت کامل مخاطبان هدف

۹۰ درصد از موفق ترین بازاریابان محتوای B2B نیازهای اطلاعاتی مخاطبان خود را نسبت به پیام فروش / تبلیغاتی خود در اولویت قرار می دهند.

اما نمی توانید این کار را انجام دهید مگر اینکه متوجه شوید مخاطب هدف شما چه کسی است، مشکلات او چیست، چه کسی محتوای شما را مفید می داند و چرا.

شناخت مخاطبان و مشتریان بالقوه اولین قدم است. بدون شناخت آن ها و درک نیازها و مشکلاتشان، نمی توانید یک استراتژی بازاریابی محتوای مؤثر برای مشتریان فعلی و بالقوه خود تهیه کنید.

 

  1. همسو بودن استراتژی بازاریابی محتوا با اهداف کلی کسب و کار

بازاریابی بخشی از استراتژی کسب و کار شما است. بنابراین، استراتژی بازاریابی محتوای شما نه تنها باید برای حمایت از اهداف بازاریابی شما کارآمد و مؤثر باشد، بلکه باید با اهداف کلی کسب و کار نیز همسو باشد.

این شامل اتخاذ چند رویکرد مختلف است:

  • ایجاد یک مرکز دانش در جایی که لیستی از تمام محتواهای شما در آن قرار دارد.
  • همکاری با تیم فروش.
  • ایجاد یک قیف فروش در وب سایت خود که نشان دهنده استراتژی فروش و کسب و کار شما نیز باشد.

استراتژی بازاریابی موفق

آخرین نکته بسیار مهم است.

کاربران آنلاین مراحل مختلفی را طی می کنند، به عنوان مثال آگاهی، علاقه، تصمیم و اقدام.

یک استراتژی بازاریابی محتوای مؤثر، انواع کاربران را در تمام مراحل مختلف قیف فروش در خود جای داده است.

همچنین می توانید محتوای خود را به سه مرحله تقسیم کنید: محتوای بالای قیف، وسط قیف و پایین قیف.

  • برای محتوای بالای قیف، می توانید محتوای آموزنده ای ایجاد کنید که ماهیت ابتدایی تری داشته باشد، به عنوان مثال، ۱۰ نکته ای که شرکت های حمل و نقل برای صرفه جویی در مصرف سوخت می توانند به کار ببندند.
  • برای محتوا وسط قیف، ایده خوبی است که اطلاعات بیشتری را که به طور خاص به محصول یا خدمات شما مربوط می شوند با هم ادغام کنید، به عنوان مثال، اینکه چگونه محصول شما می تواند به صرفه جویی در مصرف سوخت کمک کند.
  • برای محتوا پایین قیف، فرض بر این است که مخاطب از قبل به محصول شما علاقه مند است و فقط به یک هل کوچک نیاز دارد. این محتوا می تواند به صورت مطالعات موردی باشد، به عنوان مثال، چگونه شرکت X توانست با محصول شما Y تومان در هر ماه در مصرف سوخت صرفه جویی کند.

 

  1. تولید محتوا

گرچه به نظر می رسد که این مورد یک “ستون” واضح و مشخص است، اما شما باید در مورد روند تولید محتوا هدفمند باشید.

به عنوان مثال، انواع مختلف محتوا ممکن است نتایج متفاوتی ایجاد کنند. بر اساس بازاریابی و اهداف کلی کسب و کار، باید محتوای خاصی را برای دستیابی به اهداف خاص انتخاب و تولید کنید.

به عنوان مثال، اگر هدف شما در استراتژی بازاریابی محتوا به دست آوردن بیشترین ترافیک ارگانیک است، محتوای طولانی بهترین انتخاب برای شما خواهد بود. مطالعات نشان می دهد که صفحات وب با بیش از ۲۰۰۰ کلمه به احتمال زیاد در صفحه اول گوگل قرار می گیرند.

 

Read More
ندا رحیمی ۵ مرداد ۱۴۰۰ 0 دیدگاه

۶ راهکار برای بهبود کیفیت محتوا

محتوا پادشاه است؛ در واقع محتوا مهمترین ستون استراتژی کسب و کار آنلاین و سئوی شما است. با این حال، محتوای وب تنها در مواقعی مؤثر واقع می شود که از کیفیت استثنایی برخوردار باشد. وبلاگ های بسیاری وجود دارد که هر روز هزاران محتوا جدید را در هر بازار هدفی منتشر می کنند. برای متمایز شدن از سایرین، کیفیت محتوا باید خارق العاده باشد و از ارزش بی سابقه ای برای خوانندگان شما برخوردار باشد.

چگونه باید به این مهم دست یابید؟ در ادامه ۶ راهکاری که می تواند به شما کمک کند تا کیفیت محتوای تولید شده را بهبود ببخشید آورده شده است.

 

  1. کیفیت به جای کمیت

خیلی از بازاریابان محتوا وسواس دارند که پست های وبلاگ را به طور منظم منتشر کنند. اگرچه محتوای جدید ممکن است به بهینه سازی موتورهای جستجو کمک کند، اما همیشه به ایجاد اعتبار و تعامل با خوانندگان بالقوه کمک نمی کند.

به جای انتشار، مثلاً ۱۵ پست وبلاگ در ماه، روی کیفیت تمرکز کنید. مطالعات نشان می دهد که محتوای طولانی از نظر تعامل، لینک دهی و رتبه وب سایت در نتایج موتورهای جستجو بهتر از محتوای کوتاه عمل می کند.

تا زمانی که تیم بزرگ و بودجه زیادی نداشته باشید، انتشار ماه ها محتوای با کیفیت بالا و طولانی، دشوار خواهد بود. اگر مجبورید بین کیفیت و کمیت یکی را انتخاب کنید، بهتر است روی کیفیت تمرکز کنید تا کمیت.

 

  1. برای کیفیت محتوا خوانندگان خود را بشناسید

خوانندگان شما چه کسانی هستند؟ چه چیزی را دوست دارند؟ چه چیزی را دوست ندارند؟ مشکلات آن ها چیست؟ راه حل چیست؟ چگونه وبلاگ / محصول شما به آن ها کمک می کند تا مشکلات خود را حل کنند؟

شناخت خوانندگان اولین قدم برای تولید محتوای با کیفیت بالاست.

بزرگترین مشکلاتی که خوانندگان با آن روبرو هستند را شناسایی کرده و محتواهایی مرتبط با آن ها منتشر کنید.

 

  1. از موفقیت خود (نه فقط شکست ها) یاد بگیرید

این جمله که می توانید از شکست های خود بیاموزید، یک جمله کلیشه ای قدیمی است. اما در بازاریابی محتوا شما می توانید از موفقیت خود نیز چیزهای زیادی یاد بگیرید.

به اکانت گوگل آنالیتیکس خود بروید و ۱۰ پست برتر وبلاگ تان را پیدا کنید. سعی کنید الگویی را شناسایی کنید، ببینید چه چیزی باعث محبوبیت این صفحات برای خوانندگان شما می شود.

آیا طول محتوا مهم است؟ آیا نوع خاصی از عناوین است که خوانندگان شما را به خود جلب می کند؟ آیا بیشتر پست های محبوب در مورد یک موضوع خاص صحبت می کنند؟

مواردی را که باعث محبوبیت این محتواها می شوند را شناسایی کرده و سعی کنید این موفقیت را به طور مکرر تکرار کنید.

بهبود کیفیت محتوا

  1. بهترین محتواهای خود را دوباره مورد استفاده قرار دهید

داشتن آن دسته از پست های وبلاگ که ماه ها عملکرد خوبی دارند دشوار است. پست هایی که خوانندگان شما آن ها را دوست دارند.

به جای هدر دادن فرصت با پنهان کردن آن ها در آرشیو وبلاگ، آن ها را دوباره استفاده کنید. می توانید آن ها را به ویدئو، اینفوگرافی، اسلاید و غیره تبدیل کنید. همچنین می توانید از تعداد زیادی از آن پست های وبلاگ در پست های شبکه های اجتماعی استفاده کنید.

در آخر، شما حتی می توانید از آن پست های وبلاگ برای کمپین های بازاریابی ایمیلی استفاده کنید.

 

  1.  برای کیفیت محتوا به عناوین توجه کنید

در عصر دیجیتال امروز که بازه زمانی توجه کاهش یافته است، عناوین بیشترین اهمیت را دارند.

چگونه خوانندگان را متقاعد می کنید که به جای هزاران پست دیگر روی پست شما کلیک کرده و آن را بخوانند؟ عنوان محتوا این کار را برای شما انجام می دهد.

می توانید از ابزارهایی مانند CoSchedule و AMI’s Headline Analyzer برای بهینه سازی عناوین خود و قدرتمندتر کردن آن ها استفاده کنید.

 

  1. آنچه را که می آموزید از طریق کانال ها اعمال کنید

آیا در یافتن یک عنوان عالی موفق بودید؟ آن را فقط به پست وبلاگ محدود نکنید.

این عنوان همچنین می تواند برای یک کمپین PPC نیز مورد استفاده قرار گیرد. به همین ترتیب، یک ویدئوی وایرال یا ویروسی می تواند به یک پست عالی در وبلاگ تبدیل شود.

برای کیفیت محتوا باید موارد مختلف را امتحان کنید، آن ها را بررسی کنید و در نهایت از طریق کانال ها به کار بگیرید. این رویکرد نه تنها به شما کمک می کند ایده ها و فرصت های مختلف را کشف کنید، بلکه در نهایت به شما کمک می کند مخاطبان خود را بهتر بشناسید و متوجه شوید چه چیزی را دوست دارد و چه چیزی را دوست ندارد. سپس می توانید با استفاده از این اطلاعات محتوای بهتری را برای آن ها تولید کنید.

 

سخن پایانی

بازاریابی محتوا کار دشوار و غیر قابل انجامی نیست. از آنجا که هر مخاطب با دیگری متفاوت است، شما باید قبل از نهایی کردن فرمول و الگویی که برای شما مناسب است، موارد زیادی را امتحان و بررسی کنید.

با این حال، ۶ راهکاری که در بالا اشاره شد می تواند برای اکثر بازاریابان محتوا که به دنبال بهبود کیفیت محتوا هستند، مفید باشد.

 

منبع:

www.improvemysearchranking.com

 

Read More
ندا رحیمی ۲ مرداد ۱۴۰۰ 0 دیدگاه

محتوای قدیمی وبلاگ | حذف یا بهبود؟

شما یک وب سایت می سازید و شروع به انتشار مطالبی می کنید که فکر می کنید عالی هستند. چند سال بعد، به تمام آن محتوای قدیمی نگاهی می اندازید و احساس شرمندگی می کنید زیرا آن مطالب بی کیفیت به نظر می رسند. در این صورت، باید چکار کنید؟

گاهی اوقات، محتوای قدیمی بد نیست. با این حال، احساس می کنید که این محتوا ممکن است قدیمی باشد. گاهی اوقات، آن قدر قدیمی است که ممکن است نخواهید آن را در وب سایت خود داشته باشید زیرا فکر می کنید ممکن است به شانس شما در صفحات نتایج موتور جستجو (SERP) آسیب برساند.

در این صورت، آیا بهتر است محتوای قدیمی را حذف کنید یا آن را نگه دارید؟

آیا باید محتوای قدیمی وب سایت خود را حذف کنید؟

اخیراً از جان مولر از گوگل نیز همین سؤال پرسیده شد.

یک تولیدکننده محتوا گفت که در آغاز، ناآگاهانه، محتواهای بدی (از نظر کیفیت محتوا) را منتشر کرده است. حالا که محتواهایی با کیفیت بالاتر را منتشر می کند، آیا باید برگردد و محتواهای قدیمی خود را که کیفیت پایینی دارند را از وب سایت خود حذف کند؟

او از جان مولر پرسید: “آیا باید همه محتواها را حذف کنم؟ آیا بر روی وب سایت من تأثیر می گذارند، یا باید آن ها را نگه دارم؟”

 

جان با این سؤال طوری برخورد کرد که انگار دو قسمت دارد. وی ابتدا به این موضوع پرداخت که آیا محتوایی فقط به دلیل قدیمی بودنش بد و بی کیفیت تلقی می شود. چون همیشه اینطور نیست.

سپس، او پیشنهادات خود را در مورد کاری که باید انجام شود به اشتراک گذاشت.

بیشتر بخوانید: طول پست وبلاگ شما چقدر باید باشد؟

جان مولر پاسخ داد: “تنها قدیمی بودن محتوا به معنای بد بودن آن نیست.” “من فکر می کنم اگر مطلبی باشد که فکر می کنید محتوای خوبی است و می خواهید آن را در وب سایت خود، با نام خود منتشر کنید، باید آن را حفظ کنید.”

او ادامه داد:

“اما اگر به آن نگاه کنید و بگویید، اوه، این محتوا اکنون برای من شرم آور است، من نمی خواهم به صورت آنلاین منتشر شود، خیلی بد است. این چیزی است که می گویم یا آن را بهبود ببخشید یا آن را حذف کنید.”

آیا باید پست های قدیمی وبلاگ را پاک کنیم؟

چگونه محتوای قدیمی  وب سایت را بهبود ببخشیم

بهبود محتوای قدیمی  در بازاریابی محتوا می تواند یک چالش باشد، اما اغلب ارزش تلاش را دارد – به خصوص اگر صفحات قدیمی شما دارای یک نمایه بک لینک قوی و نرخ تبدیل بالا هستند.

در اینجا چند نکته برای کمک به شما در بهبود محتوای قدیمی آورده شده است:

 

  • کلمات کلیدی را مطابق با آخرین تمایلات و داده های مربوط به حجم جستجوی کلمات کلیدی به روز کنید.
  • اگر تصاویر و ویدئوهایی در دسترس دارید آن ها را بارگذاری کنید.
  • مطمئن شوید که تمام لینک های داخلی و خارجی به درستی کار می کنند. اطمینان حاصل کنید که بروکن پیج ها (صفحاتی که به آن ها لینک داده اید و اکنون در دسترس نیستند) را با لینک های فعال جایگزین کنید.
  • برخی از لینک های خارجی و داخلی ممکن است کاربران را به اطلاعات قدیمی هدایت کنند. این لینک ها را با صفحات جدیدتری که اطلاعات به روز دارند جایگزین کنید.
  • آمار و داده های قدیمی و ارجاع به مقالات و مطالعات قدیمی را به روز کنید.
  • در صورت لزوم ساختار محتوا را بهبود ببخشید. به عنوان مثال، عناوین، زیرعنوان های بیشتری ایجاد کنید و هرجا لازم باشد از نقاط گلوله ای (bullet point)، قطع جملات (sentence break) و قطع پاراگراف (paragraph break) بیشتر استفاده کنید. یکی از اهداف باید بهبود تجربه خوانایی کاربران باشد.
  • تجزیه و تحلیل دقیقی بر روی وب سایت رقیب خود انجام دهید و ببینید کدام صفحات آن ها برای همان عبارات کلیدی که محتوای قدیمی شما برایشان رقابت می کند، رتبه بندی می شوند. از آن صفحات الهام بگیرید و زیرمجموعه ها و موضوعات مربوطه را اضافه کنید.
  • در صورت لزوم تعداد کلمات را افزایش دهید. امروزه، رتبه بندی محتوای طولانی در صفحات نتایج موتور جستجو آسان تر است. البته همیشه چنین نبوده است. به عنوان مثال، اگر صفحه قدیمی شما تنها ۵۰۰ کلمه دارد، ممکن است ایده خوبی باشد که مطالب بیشتری به آن اضافه کنید و آن را به یک محتوای فرم طولانی ۱۵۰۰+ کلمه ای گسترش دهید.
  • نمره خوانایی محتوا را بهبود ببخشید. نمره خوانایی Flesch معیار خوبی برای قضاوت در مورد اینکه چقدر خواندن این محتوا برای خوانندگان شما آسان خواهد بود.
  • پست را با تاریخ فعلی منتشر کنید.
  • هنگامی که پست را با موفقیت به روز کردید، مطمئن شوید که از سایر پست های وبلاگ مرتبط لینک داخلی ایجاد کرده تا تعدادی لینک جویس را به سمت محتوا به روز شده خود هدایت کنید.

 

نتیجه

از صحبت های جان، مشخص می شود که هنگام تصمیم گیری بین حفظ محتوای قدیمی یا حذف آن، چه کاری باید انجام دهیم.

  • ابتدا باید تشخیص دهیم که آیا محتوای قدیمی در واقع بد و بی کیفیت است یا خیر. تنها قدیمی بودن محتوا به معنای بد بودن آن نیست.
  • ثانیاً، اگر تشخیص داده ایم که محتوای قدیمی واقعاً بد است، آن را حذف کنیم یا آن را بهبود ببخشیم.

 

منبع:

www.improvemysearchranking.com

 

Read More
ندا رحیمی ۲۲ تیر ۱۴۰۰ 0 دیدگاه

سئوی کلاه سیاه چیست؟ بخش دوم

در مطلب قبل درباره ی سئوی کلاه سیاه، فرق آن با سئوی کلاه سفید و عدم استفاده از آن خواندید. با ما در ادامه ی بخش دوم این مطلب همراه باشید.

 استراتژی سئوی کلاه سیاه که باید از آنها اجتناب کرد:

بیشتر کاربران گوگل آگاهی لازم برای نوع سئوی به کار گرفته شده که کلاه سیاه است یا سفید را ندارند.

خوشبختانه گوگل راهنمایی های لازم در خصوص استفاده درست از استراتژی های بهینه سازی موتورهای جستجو بیان کرده است. همچنین استراتژی های سئوی کلاه سیاه را گذاشته و استفاده از آنها را ممنوع کرده است.

۱.کلمات کلیدی در سئوی کلاه سیاه

هدف موتورهای جستجو قرار گرفتن در صدر نتایج صفحه های گوگل است. برای این کار باید روی کلمات کلیدی برای محقق کردن هدف خود استفاده کنند. لذا یکی از مهمترین استراتژی های سئوی کلاه سیاه این است که صفحه های وب را با تعداد کلمات کلیدی زیادی انجام می دهد که به هیچ عنوان مناسب متن استاندارد نیست و به دنبال آن کاربران تجربه ی بسیار بدی از سایت شما خواهند داشت. به عنوان مثال: ما خدمات سئو را ارائه می دهیم، خدمات سئو که ما ارائه می دهیم بهترین نوع ارائه ی سئو است و اگر مایل به دریافت خدمات سئو هستید میتوانید با کارشناسان سئو ما در تماس باشید. آیا چیز غیر عادی در این مثال حس کردید؟ بله، تکرار بیش از حد کلمات کلیدی که گوگل به آسانی می تواند آنرا تشخیص دهد.

۲.محتوای ایجاد شده توسط برنامه های ترجمه به صورت خودکار:

به خاطر عدم اهمیت سئوی کلاه سیاه به کاربران ممکن است از برنامه های مختلفی برای ایجاد محتوا استفاده کنند. که هدف این کار دستکاری موتورهای جستجو است و هیچ ارزش حقیقی برای کاربر ندارد. به عنوان مثال: متن هایی که کاملا بی معنی و ارتباطی با هم ندارند و صرفا به این خاطر که کلمات کلیدی زیادی دارد از آن استفاده و یا متن های فشرده از صفحات مختلف بدون ایجاد تغییر در اختیار کاربران قرار می دهد. ترجمه به وسیله ی ابزارهای ماشینی و بدون دخالت ویراستار باعث ایجاد متن های طولانی و تغییر کامل محتوای آن می شود.

۳.محتوا با کیفیت پایین یا سرقت شده:

محتوا با کیفیت پایین یا سرقت شده

محتوا با کیفیت پایین یا سرقت شده در سئوی کلاه سیاه

به جای اینکه یک محتوای عالی و متمایز برای کاربران خود ایجاد کنند از متن سایت های دیگر کپی برداری می کنند.=، بدون ابنکه کوچکترین تغییری در آن ایجاد کنند. این استراتژی سئوی کلاه سیاه در این مورد بر ارائه ی محتوای بی کیفیت اعتماد دارد که از طریق اعتماد بر کلمات کلیدی به دست می آید.

ممکن است بعضی از مدیران سایت محتوا را  =از سایت های مشهور دیگر سرقت کنند. موضوع فقط سرقت محتوا و انتشار آن بر روی وبلاگ نیست بلکه کپی کردن قسمت هایی از محتواست و ویرایش جزئی آن مانند مترادف کردن بعضی کلمات ساده در متن است که این کار هر چند ساده باشد اما به عنوان یک سرقت معرفی می شود که ضرر و زیان زیادی برای سایت خواهد داشت.

در حقیقت درک نوشتن محتوای بازاریابی از اهمیت ویژه ای در سئوی کلاه سفید برخوردار است چون کاربران همیشه به دنبال محتوایی با کیفیت عالی که ارزش خواندن را داشته باشد و هیچگونه محتوایی با کلمات تکراری را نمی پسندند. اگر می خواهید متمایز دیده شوید باید به نوشتن محتوای انحصاری به طور همیشگی ادامه دهید.

برای داشتن محتوای عالی در کسب و کار شما می توانید از متخصصان دیجینگ در این زمینه کمک بگیرید.

 ۴.پوشاندن

روش پوشاندن یا مخفی کردن روشی است که در آن محتوا یا url ای را ارائه می دهند که با محتوای ارائه شده برای موتورهای جستجو مختلف است. هدف از این کار در صدر قرار گرفتن محتوای شما است ولی بدون داشتن کمترین فایده برای کاربران.

۵.مخفی کردن متن و پیوندها در سئوی کلاه سیاه

این استراتژی بازی با کلمات محتوا نام دارد و کار آن ضمانت دیده شدن محتوا توسط کاربران است در نتیجه برای موتورهای جستجو به عنوان فریب شناخته می شود و به این  نتیجه می رسند که وبلاگ شما ارزش داشتن موقعیت بهتر در موتورهای جستجو را ندارد.

اما این کار چگونه انجام می شود؟ استفاده از رنگ متن که مشابه پس زمینه  باشد.  به عنوان مثال متن سفید بر روی پس زمینه ی سفید یا صفر کردن حجم نوشته تا جایی که قادر به دیدن کلمات نباشیم با اینکه نوشته در محتوا وجود دارد.

۶.صفحات ورود

سئوی کلاه سیاه و صفحات ورود

یکی از مهمترین استراتژی های سئوی کلاه سیاه ساختن صفحه های است که کاربر را به سمت صفحات سایت دیگر منتقل می کند. این صفحه ها در تخلفات موتورهای جستجو طبقه بندی می شوند. به خصوص اگر محتوای مفیدی ارائه نمی دهند.

به عنوان مثال صفحاتی که هدف آنها فقط قرار گرفتن در صفحه ی اول گوگل است و اهمیتی به خدمات کاربر نمی دهند.

 

منبع:

blog.khamsat.com

Read More
یحیی عبیاوی ۱۷ خرداد ۱۴۰۰ 0 دیدگاه

روانشناسی بازاریابی دیجیتال(قسمت دوم)

در مطلب قبل درباره اهمیت طراحی و اثر آن، تأثیر رنگ های زنده و زبان نوشتن خواندید. در ادامه با نیروی عدد ۹ و پیشنهاد های وسوسه انگیز برای فروش محصول در روانشناسی بازاریابی دیجیتال آشنا خواهید شد.

روانشناسی بازار و نحوه فروش

نیروی روانی عدد ۹

بسیاری از ما درک کامل از قدرت عدد ۹ در بازاریابی دیجیتال نداریم. این عدد همیشه در تخفیف ها نمایان می شود چون مشتریان سمت محصولی که از قیمت ۴ دلار به ۳.۹۹ کاهش داده شده بیشتر جذب می شوند. چون آنها ۳.۹۹ را به ۳ نزدیکتر می بینند تا ۴.

ممکن است اطلاعی از اینکه مقایسه ی قیمت ها از نظر روانشناسی بازاریابی دیجیتال چه تاثیری بر روی مشتری دارد، نداشته باشید چون در بعضی مواقع مهم نیست قیمت ها بالا باشد و یا تخفیف ویژه ای برای آن ها لحاظ شده، مهم این است از روشی استفاده کنید که قیمت محصول، مناسب با کیفیت و خدماتی که ارائه می دهد، باشد.

استراتژی مقایسه کردن در مورد گذاشتن تمامی محصولات با پخش قیمت های مختلف است. برای مثال وقتی کرمی به قیمت ۱۰۰ دلار و دیگری ۵۰ دلار قیمت گذاری کنید، در واقع مشتری را مجبور به مقایسه بین محصولات از لحاظ کیفیت و قیمت کردید.

پیشنهاد های وسوسه انگیز

یکی از استراتژی های دیگر روانشناسی بازاریابی دیجیتال این است که مشتری را وادار به خرید می کند. به طور مثال قیمت محصول الف ۱۰۰ دلار و محصول ب ۷۰، اما اگر دو محصول را با هم بخرید فقط ۱۲۰ دلار پرداخت خواهید کرد. شاید این پیشنهاد عجیب به نظر برسد اما یکی از بهترین روش های بازاریابی دیجیتال است. تاثیر فوق العاده ای بر مشتری دارد.

 

قیمت عمده

قیمت عمده یکی از تکنیک های ضروری برای فروش یک مجموعه ی کامل به خریدار است به طور مثال: می توانید وسایل کامل نقاشی از قلم آن گرفته تا آبرنگ های مختلف را از طریق پیشنهادهای وسوسه انگیز به فروش بگذارید، اما چگونه؟

هر کدام از وسایل به طور جداگانه  قیمت گذاری کنید و برای مجموعه ی کامل آن تخفیف ویژه ای بگذارید. اینجاست که مشتری غیر از اینکه به فکر قیمت مناسب باشد اتلاف وقت برای خرید تک تک محصولات را در اولویت قرار می دهد، به همین جهت سراغ مجموعه ی کامل رفته و آن را خریداری می کند.

 

توضیح کافی

برای فروش محصولات با هزینه ی بالا و کیفیت عالی باید توضیح مفید و بیشتری برای آن نسبت به بقیه ی محصولات که قیمت کمتری دارند، داده شود. همچنین باید حس مقایسه کردن در مشتری را  از طریق یادآوری مزایای محصول و حرف زدن در مورد مواد اولیه یا دقت ساخت آن، تحریک کنید. همه ی این موارد نقش اساسی در تصمیم نهایی خریدار دارد.

تقسیم قیمت

اگر خدمات معینی را در مدت محدود دارید بهترین راه این است که  از استراتژی تقسیم قیمت استفاده کنید.

به طور مثال: می توانید اشتراک در برنامه ای را با سه پیشنهاد مختلف انجام دهید. پیشنهاد اول هفته ای با قیمت ۳۰ دلار، دوم ماهانه با ۵۰ دلار و سوم سالیانه با ۷۰ دلار.

در این حال با اینکه اشتراک سالیانه گزینه ی مناسبی است اما مشتری زیادی ندارد چون برخی از کاربران ممکن است آن را فقط برای یک ماه لازم دارند.

نصیحت های طلایی روانشناسان بازاریابی دیجیتال برای اشخاصی که بازاریابی اینترنتی انجام می دهند.

علاوه بر حالت های ذکر شده حالت های دیگری وجود دارد که نقش اساسی انگیزه را برای مشتری هنگام جستجو در فروشگاه، بازی می کند. همچنین می تواند یک معیار اساسی برای تعداد زیادی از مشتریان باشد که کمک فراوانی در خرید دوباره از فروشگاه شما می کند.

 

سرعت بارگیری و رضایت روحی

گزارش های زیادی نشان می دهد  که بیشتر کاربران اینترنتی توقع دارند کمتر از ۲ ثانیه بعد از کلیک کردن، سایت بالا بیاید.

محققان دریافتند که تمرکز کاربرانی که بیش از ۲ ثانیه برای رسیدن به محصول منتظر می مانند کاهش می یابد و این اثر بدی بر روی میانگین خرید از فروشگاه های اینترنتی شما دارد.

پس وقتی که فروشگاه اینترنتی شما سرعت دانلود کمی دارد بازدیدکنندگان به زودی خسته و سراغ محصول خود در فروشگاه دیگری می روند. کند بودن سایت که دلیل آن از کار افتادن سایت یا خطاهای برنامه نویسی آن است اثر بدی بر روی کاربران می گذارد.

جایزه دادن و نقش مثبت آن

یکی  از گزینه هایی که در فروش محصولات می توان از استفاده کرد این است که به مشتریانی که از فروشگاه شما خرید می کنند امتیاز دهید و در آخر ماه طبق امتیازهایی که توسط مشتری گرفته شده، جایزه دهید.

این کار نه تنها انگیزه ی خرید به مشتریان نمی دهد بلکه ارتباط مثبتی با علامت تجاری یا فروشگاه ایجاد  و  آنها را به مشتری دائم تبدیل می کند. همچنین وقتی که می دانند خرید مستمر از محصولات شما تخفیف ویژه ای دارد قبل از اینکه به سراغ فروشگاه ی دیگر در آینده بروند به فکر امتیاز هایی که جمع کردند افتاده و از انتقال منصرف می شوند.

 

فرصت تجربه

به نکات زیر توجه کنید:

  1. حتما تصاویری با کیفیت بالا از محصولات خود داشته باشید و توضیحات آن کامل باشد.
  2. اضافه کردن قسمت سوال، جواب و پاسخ سریع دادن به مشتری از طریق هوش مصنوعی و یا کارمندان متخصص
  3. اگر از واقعیت افزوده ی (Augmented Reality) برای نشان دادن محصول به صورت ۳ بعدی استفاده کنید خیلی عالی خواهد شد چون این فرصت را به مشتری داده تا تمام و کمال محصول را معاینه کند. در این صورت اعتماد و رضایت مشتری را به صورت کامل جلب می کنیم.

معیار های روحی برای تصمیم خرید نهایی

۱.هزینه ارسال: بیشتر مشتریان به سمت محصولاتی که ارسال رایگان دارند میل می کنند.

۲.کوپن ها و تخفیف ها: از کارهای اساسی که دائم مشتریان به دنبال آن هستند.

۳.سیاست های برگشت کالا : برگشت واضح محصولاتی که کیفیت بدی دارند و یا به اشتباه آن را خریداری کردند.

۴.آسان و متنوع بودن راه های پرداخت: به سادگی هرچه تمام تر و راهنمایی قدم به قدم.

در آخر به این نکته اشاره می کنیم که روانشناسی بازاریابی دیجیتال برای مشتریانی که عزم خرید دارند ضروری است. پس فهمیدن رمز و رازهای آن برای مشتریان اینترنتی خود امتیاز بزرگ و برگ برنده ای در دست شما است.

 

منبع:

khamsat.com

 

Read More
یحیی عبیاوی ۱ خرداد ۱۴۰۰ 0 دیدگاه

چطور در بازاریابی محتوا عملکرد متفاوتی داشته باشیم

برای بیش از یک دهه، بازاریابی محتوا یک استراتژی بازاریابی مورد علاقه برای کسب و کارها در هر اندازه و تقریباً در تمام صنایع بوده است. بازاریابی محتوا آسان و مقرون به صرفه است و همچنین پتانسیل مقیاس گذاری تقریباً نامحدودی را دارد، بنابراین محبوبیت آن نه تعجب آور است و نه یک راز.

کارآفرینان و بازاریاب ها اکثراً مشتاق شروع یک استراتژی بازاریابی محتوا هستند، خصوصاً به این دلیل که اغلب دیدن ثمرات کامل کار شما سال ها طول می کشد. اما یک مشکل وجود دارد.

محبوبیت بازاریابی محتوا به بزرگترین نقطه ضعف، یا بهتر بگوییم چالش برانگیزترین جنبه آن، تبدیل شده است. هنگامی که برای اولین بار وارد حوزه بازاریابی محتوا می شوید، مستقیماً با برندهایی رقابت خواهید کرد که سال ها یا حتی ده ها سال برای افزایش اعتبار خود، تسلط بر صفحات نتایج موتور جستجو (SERP) و تقویت اعتبار خود و رهبری فکری، صرف کرده اند.

 

حتی اگر چنین شرایطی در صنعت شما وجود نداشته باشد، باز هم باید با تعداد زیادی شرکت رقابت کنید. در حال حاضر حدود ۶۰۰ میلیون وبلاگ با بیش از ۱.۷ میلیارد وب سایت وجود دارد.

چگونه قرار است در چنین فضایی میزان دیده شدن و دسترسی خود را افزایش دهید؟

 

سه راه برای دستیابی به موفقیت در بازاریابی محتوا

به طور کلی می توانید با یکی از سه مسیر که در ادامه بیان خواهیم کرد به موفقیت برسید:

 

فراگیر. این روش ساده است. اگر می خواهید یک بازاریاب محتوا مؤثر را در قلمرو خود شکست دهید، باید با بیشتر تلاش کنید. اگر آن ها هر ماه ۳ میلیون تومان برای بازاریابی خرج می کنند، شما باید هر ماه ۴ میلیون تومان هزینه کنید.

تمایز. در مرحله بعدی، می توانید برند خود را متمایز کنید. اگر نمی توانید مستقیماً رقابت کنید، خارج از زمین بازی با آن ها مبارزه کنید. مخاطبان دیگری را هدف قرار دهید یا از کانال هایی استفاده کنید که رقبا در حال حاضر از آن ها استفاده نمی کنند.

ابتکار. در نهایت، می توانید کاری را انجام دهید که قبلاً انجام نشده است. می توانید از قدرت یک رسانه جدید استفاده کنید، یا محتوایی را توسعه دهید که بینش و آگاهی بیشتری در مورد مسائل و مشکلات متداول حیطه ای که در آن فعالیت دارید، ارائه می کند.

البته، برای موفقیت در هر یک از این رویکردها، باید به اصول مهمی نیز پایبند باشید.

چطور در بازاریابی محتوا عملکرد متفاوتی داشته باشیم

کیفیت بیش از کمیت

باید بدانید که کیفیت همیشه کمیت را در فضای بازاریابی محتوا مغلوب می کند. اگر به روش فراگیر پیش می روید، به راحتی نمی توانید با نوشتن مطالب بیشتر رقبای برتر خود را شکست دهید. اگر آن ها هر هفته سه پست خوب تولید کنند و شما هر هفته پنج پست متوسط ​​تولید کنید و همه عوامل دیگر برابر باشند، آن ها همچنان نتایج بهتری کسب می کنند.

اگر مسیر «تمایز» را طی می کنید و مخاطبان دیگری را هدف قرار می دهید، باز هم ممکن است پیشرفت مورد نیاز خود را کسب نکنید، مگر اینکه محتوایی به مردم ارائه دهید که واقعاً دوست دارند.

بهترین روش در اینجا سرمایه گذاری هرچه بیشتر روی کاری است که تولید می کنید. بسته به دسترسی شما به منابع، این سرمایه گذاری می تواند به معنای استخدام نویسندگان محتوای بهتر، صرف وقت بیشتر برای تحقیق در مورد موضوعات انتخابی شما و یا کمک گرفتن از عکاسان، تصویرگران و فیلمبرداران باشد تا کارهای شما را با محتوای چندرسانه ای تکمیل سازند.

 

پشتیبانی مداوم و مستمر در بازاریابی محتوا

همچنین ارائه بهترین کار همراه با پشتیبانی مداوم نیز مهم است. شما ممکن است بهترین وایت پیپر را در وب برای یک موضوع خاص داشته باشید، اما اگر مردم از وجود آن اطلاع نداشته باشند کمکی نخواهد کرد.

خط مقدم فعالیت های تبلیغاتی شما شبکه های اجتماعی است. پروفایل های خود در شبکه های اجتماعی را ایجاد کنید و هنگام انتشار، بهترین کار خود را به اشتراک بگذارید. هرچه فالوور بیشتری جذب کنید، این عمل برای شما ارزشمندتر خواهد شد. علاوه بر این، در آینده می توانید پست خود را مجدداً به اشتراک بگذارید و آن را به صورت دوره ای منتشر کنید تا توجه افراد جدیدی را به آن جلب کنید.

فراتر از آن، یکی از بهترین گزینه های شما لینک سازی است. با لینک سازی، لینک های ورودی را ایجاد خواهید کرد که نشانگر بهترین کار شما هستند و به بهترین کار شما اشاره دارند. این امر به طور همزمان ترافیک ارجاعی ایجاد می کند، افراد را مستقیم به سمت سایت شما هدایت می کند و کمک می کند تا بتوانید در صفحات نتایج موتور جستجو (SERP) رتبه بالاتری داشته باشید. این یک استراتژی دشوار است، زیرا لینک های “بد” یا هرزنامه می تواند شما را توسط گوگل جریمه کند، اما با کمک متخصصان باتجربه، شانس بیشتری برای به دست آوردن نتایج مورد نظر خواهید داشت.

تبلیغات پولی نیز گزینه دیگر است، به خصوص اگر به دنبال نتایج قابل اعتماد و فوری هستید. تبلیغات پرداخت به ازای هر کلیک (PPC) در طیف گسترده ای از پلتفرم های مدرن در دسترس است و از نظر اقتصادی مقرون به صرفه است.

 

انطباق پذیری در بازاریابی محتوا

حتی با وجود رویکردهای استراتژیک که در این مقاله به طور مختصر ذکر شده است، هنگام تلاش برای رقابت با یک رقیب سرشناس در فضای بازاریابی محتوای انتخابی خود، احتمالاً با مشکل روبرو خواهید شد. به همین دلیل یکی از بهترین دارایی های شما سازگاری و انطباق پذیری شما است.

مهم است که آزمایش کنید، تاکتیک های جدید را امتحان و بررسی کنید، نتایج خود را ارزیابی بگیرید و روش و رویکرد خود را تغییر دهید تا بیشترین میزان موفقیت را کسب کنید. تا زمانی که مایل باشید در مسیر تغییر و تکامل حرکت کنید، این فرصت را خواهید داشت که نتایج مورد نظر خود را مشاهده کنید.

 

منبع:

www.entrepreneur.com

 

Read More
ندا رحیمی ۲۰ اردیبهشت ۱۴۰۰ 0 دیدگاه

بازاریابی محتوا و سئو |SEO

برای اینکه در نتایج موتورهای جستجو بهتر دیده شوید و رتبه بالاتری داشته باشید، مدیر وب باید محتوا را با کلمات کلیدی مرتبط بهینه کند. به همین دلیل است که امروزه سئو و بازاریابی محتوا از برترین ابزارهای بازاریابی به شمار می روند.

هنگامی که می خواهید محصولی را به صورت آنلاین خریداری کنید از کجا شروع می کنید؟ معمولاً با سرچ در گوگل شروع می کنید، درست است؟

اکثر مردم قبل از رفتن به یک رستوران، آرایشگاه یا هر مکان دیگری، نظرات آنلاین را می خوانند. این بررسی به طور کلی شامل جستجوی “بهترین رستوران های شهر” یا موارد مشابه در گوگل است. اکثر مصرف کنندگان به موتورهای جستجو متکی شده و به آن ها اعتماد می کنند.

 بازاریابی محتوا و سئو، تاکتیک های سنتی بازاریابی را ارتقا داده اند. از بدو تأسیس و پیدایش این دو مفهوم، هر دو دستخوش تغییرات زیادی شده اند.

بسیاری از مردم در مورد معنای حقیقی اصطلاحات “SEO” و “بازاریابی محتوا” سردرگم هستند. این امر منجر به استفاده از این دو مفهوم به جای یکدیگر شده است.

در ادامه مفهوم SEO و بازاریابی محتوا و همچنین تفاوت این دو را بررسی می کنیم.

 

سئو چیست؟

بهینه سازی موتور جستجو، که به اختصار SEO نامیده می شود، تکنیکی است که به موتورهای جستجو کمک می کند وب سایت ها را در نتایج جستجو پیدا کرده و رتبه بندی کنند. در صورت استفاده صحیح از آن، وب سایت شما می تواند رتبه بالاتری نسبت به میلیون ها سایت موجود دیگر داشته باشد.

SEO به عنوان بخشی از تکنیک بازاریابی اینترنتی، نحوه کار موتور جستجو را درک می کند که شامل استفاده از آنچه مردم به طور پیوسته به دنبال آن هستند، محبوب ترین جستجوها و اینکه کدام یک از موتورهای جستجو بیشتر بازدید می شوند، می باشد. هدف نهایی بهره مندی از سئو افزایش تعداد دفعات دیده شدن وب سایت است.

سئو و بازاریابی محتوا

بازاریابی محتوا چیست؟

بیل گیتس می گوید: “محتوا پادشاه است.” بازاریابی اینترنتی بدون محتوای با کیفیت کارکردی ندارد. بازاریابی محتوا روشی برای بازاریابی برندها، محصولات یا خدمات از طریق ایجاد و توزیع محتوای معنی دار، قابل اعتماد و ارزشمند است. بازاریابی محتوا به وب سایت ها کمک می کند تا افزایش نرخ تبدیل و سود را تجربه کنند.

 

اگر به تعاریف فنی این دو اصطلاح بپردازید، می توانید شباهت ها و تفاوت های آن ها را پیدا کنید. حال، مهمترین سؤالی که در اینجا مطرح می شود این است که آیا این دو مفهوم با هم ارتباط دارند؟ آیا می توان از آن ها به عنوان یک ابزار واحد استفاده کرد یا اینکه دو ابزار کاملاً متفاوت هستند و باید جداگانه مورد استفاده قرار گیرند؟ برای پاسخ به این سؤال، تفاوت SEO و بازاریابی محتوا را بررسی می کنیم.

 

تفاوت های بازاریابی محتوا و سئو چیست؟

شاید مهمترین تفاوت بین بازاریابی محتوا و سئو در دامنه و حیطه کاری آن ها باشد. SEO بیشتر فنی است (البته نه کاملاً) بنابراین دامنه فعالیت آن محدودتر است. این نوع بازاریابی دامنه گسترده تری دارد زیرا ماهیت آن غیر فنی است.

عملکردهای SEO حول دستورالعمل های موتور جستجو است و بر درک عباراتی (کلمات کلیدی) است که می توانند ترافیک را به وب سایت شما هدایت کنند. بنابراین، SEO بر تأمین نیازهای موتورهای جستجو متمرکز است. از طرف دیگر، بازاریابی محتوا در جهت تأمین نیازهای مخاطبان انسانی عمل می کند. ما محتوای خود را برای آگاهی دادن به مردم، نه فقط موتورهای جستجو، تولید می کنیم.

Read More
ندا رحیمی ۱۱ فروردین ۱۴۰۰ 0 دیدگاه

بازاریابی محتوا و مزیت آن برای کسب و کارها

در این پست از وبلاگ دیجینگ به بررسی ۷ مزیت بازاریابی محتوا برای کسب و کارها خواهیم پرداخت.

 

  1. افزایش نرخ حفظ مخاطب با بازاریابی محتوا

محتوای عالی یک دارایی با ارزش است و این توانایی را دارد که تجربه مثبتی را برای مشتریان بالقوه شما ایجاد کند و آن ها را تشویق به بازگشت به وب سایت شما کند. تولید محتوای عالی راهی برای جلب توجه مخاطبان شما و آگاهی مثبت از برند شما است.

 

  1. مقبولیت و جذابیت بیشتر در شبکه های اجتماعی

افزایش فالوئرهای شما در شبکه های اجتماعی یک چیز است و ایجاد محتوای متناسب یک چیز دیگر. اگر شما از آن دسته کسب و کارهایی هستید که علی رغم داشتن تعداد زیادی فالوئر، چندان مورد توجه قرار نمی گیرد، وقت آن است که از بازاریابی محتوا کمک بگیرید. محتوای با کیفیت می تواند به مقبولیت کسب و کار شما و جذب افراد به صفحات شما در فضای مجازی کمک کند.

 

  1. مزیت بازاریابی محتوا جلب اعتماد مخاطبان است

تولید محتوا به کسب و کار شما کمک می کند تا با مخاطبان خود ارتباط برقرار کنید. می توانید به سؤالات آن ها پاسخ دهید و با مشتریان خود تعامل داشته باشید. وقتی ارزشی را ایجاد می کنید بدون اینکه چیزی در ازای آن ارزش دریافت کنید، احتمالاً مخاطبان تان به شما اعتماد خواهند کرد.

در نهایت، وقتی محتوای شما در مکان و زمان مناسب به مخاطب مناسب نشان داده شود، باعث بهبود اعتبار برند شما می شود. هرچه مشتریان محتوای با کیفیت بیشتری را ببینند، احتمال برقراری ارتباط مثبت و مؤثر آن ها با شرکت شما بیشتر است.

 

  1. تولید لید یا جذب مشتری بالقوه

بازاریابی محتوا همچنین می تواند منجر به افزایش مشتری بالقوه شود. فراخوان عملی (CTA) که مستقیماً در محتوای شما قرار می گیرد، می تواند منجر به جذب مشتری بالقوه جدید برای تیم فروش شما شود.

اهمیت بازاریابی محتوا برای کسب و کارها

بنابراین، محتوا چگونه می تواند منجر به جذب مشتری شود؟

محتوا یک روش عالی برای هدایت کاربران به یک صفحه فرود است. به طور معمول، شما محتوا تولید می کنید تا اطلاعات مفید و رایگان را در اختیار کاربران قرار دهید. شما می توانید CTA ها را در هر کجای محتوا خود قرار دهید. هر چقدر بازدید کننده از محتوای شما بیشتر لذت ببرد، احتمال اینکه روی فراخوان عمل شما کلیک کرده و به سمت صفحه فرودتان حرکت کند، بیشتر است.

 

  1. نرخ تبدیل را بهبود ببخشید

محتوایی که ارسال می کنید بر تبدیلات تأثیر می گذارد. وقتی مشتری مطالب شما را بخواند، احتمال اینکه از شما خرید کند بیشتر می شود. محتوای با کیفیت و مناسب به مخاطبان شما کمک می کند تا با شما ارتباط برقرار کنند و اطلاعاتی را که برای گرفتن یک تصمیم مناسب نیاز دارند در اختیارشان قرار می دهد.

علاوه بر این، محتوای شما همیشه باید حاوی CTA باشد و خواننده شما را در مورد اقدامات بعدی و کارهایی که باید انجام دهد راهنمایی کند.

 

  1. بهبود SEO.

هرچه محتوای باکیفیت بیشتری تولید کنید، برای سئوی سایت شما بهتر خواهد بود.

به عنوان مثال، محتوای شما باید در فضای آنلاین قابل مشاهده باشد و اعتماد مخاطبان شما را به خود جلب کند. با داشتن یک استراتژی محتوای مناسب، محتوای شما باید به شما کمک کند تا در موتورهای جستجو رتبه بالاتری داشته باشید.

 

  1. ایجاد اعتبار با بازاریابی محتوا

تولید محتوای با کیفیت به افزایش و بهبود اعتبار آنلاین شما نیز کمک می کند. اگر کسب و کار شما به عنوان مکانی معتبر برای کسب اطلاعات، شناخته شود، به احتمال زیاد در موتورهای جستجو رتبه بالاتری خواهید داشت.

به علاوه، اگر مشتریان شما را به عنوان یک متخصص در حوزه کاریتان ببینند، تمایل بیشتری به اعتماد به شما دارند. مطالب شما باید نشان دهنده تخصص شما باشد و پاسخ های ارزشمندی به سؤالات مخاطبان تان ارائه دهد.

 

به طور کلی، بازاریابی محتوا بسیار حائز اهمیت است. اما، چگونه می توانید در آن موفق باشید؟

شما می توانید کیفیت محتوای خود را ارزیابی کنید. یکی از ارزیابی های مؤثر و کارآمد، امتیاز دهی به محتوا است.

از آنجا که روز به روز کسب و کارهای بیشتری بودجه بازاریابی محتوای خود را افزایش می دهند، اکنون بهترین زمان برای تعیین معیارهای امتیازدهی به محتوا در کمپین بازاریابی شما است.

با کمک امتیاز دهی به محتوا و ارزیابی آن، عملکرد بازاریابی محتوا را بهبود ببخشید و محتوایی باکیفیت و مناسب به مخاطبان خود ارائه دهید.

 

منبع:

blog.hubspot.com

Read More
ندا رحیمی ۲۵ اسفند ۱۳۹۹ 0 دیدگاه
Would you like to receive notifications on latest updates? No Yes